- تاریخ: 1402/12/4 ساعت: 14:39
مرگ! تا خانه ی من راه فراوانی نیستمرگ! برخیز بیا، در بدنم جانی نیستآن زمانی که نوشتند تقویم مراگفته بودند که بعد از مهر، آبانی نیستمرگ برخیز بیا تا تو بگویی به دلمخودکشی کار قشنگیست که عقلانی نیستمرگ یک خواب عمیق است که باید برمانقَدَر عمق که در تاب هر انسانی نیست مرگ در غار غمم سوره ی تقدیر سرود:"س...
روز های نبودنت .... - تاریخ: 1401/4/14 ساعت: 20:58
یک روز آنقدر به روییدن موهای سفید، به چین خوردن پوست و خش دار شدن صدا عادت می کنی که یادت می رود پیر شده ای... تنها از اینکه هیچ چیزی تو را نه انقدر غمگین می کند که شکسته شوی و نه چیزی آنقدر خوشحالت می کند که پر دربیاوری و بروی خواهی دانست که دیگه به سراشیبی دنیا نزدیک شدی.... در آینه به خود نگاه می...
شب دوم.... - تاریخ: 1396/8/2 ساعت: 1:18
بی خوابی شده عادت شب های من... امشب یکی از آهنگای ستار بدجور تو ذهنم نشسته... "تکیه کن بر شانه ام ای شاخه ی نیلوفرینم تا غم بی تکیه گاهی را به چشمانت نبینم" غم از در و دیوارش می چکه و انگار یکی داره حرف دلت را داد می زنه.... سختی این روزها هم یه روزی
شب بخیر عزیزم... - تاریخ: 1396/8/2 ساعت: 1:18
مهر داره تموم میشه... مثل مهر خیلی کسا که تموم شد... مهری که سالگردی که توش بود تبدیل شد به یک حادثه ی تازه ... تموم خاطره ها رو میشه مرور کرد و گاهی با بعضی هاشون لبخند زد... میشه به مغزت فشار بیاری که با جزییات بیشتر برای اون خاطره رو تداعی کنه...
شعر زبان هق هق من است .... - تاریخ: 1396/8/2 ساعت: 1:18
خواب ها یکی از نامرد ترین موجودات زمین هستن، درست وقتی که باید حداقل چیزی رو که تو بیداری از خودت دریغ کردی نبینی به زیبا ترین شکل نداشتنتش رو به رخت می کشه و تو رو در حسرت داشتنش می سوزونه.... حسرت یک بار دیگه، کنار هم بودن تو یه لونه ای که پنجره ها
خوشی هایم را با تو می خواهم... - تاریخ: 1396/8/2 ساعت: 1:18
تمام شادی ام را از تو و برای تو می دانم... ذوقم را تنها با تو تقسیم می کنم و اگر کسی باشد که اندوهی از دل من پاک کند آن فرد تویی... تنهایم نگذار، شادی هایم را فراموش می کنم .... یکشنبه سی ام مهر ۱۳۹۶ 2:1 |- موجــــــــــزار -|
کنارت هستم... - تاریخ: 1396/8/2 ساعت: 1:18
چند وقتیست سراپا همه حسرت هستم سرد گردیدی و من غرق حرارت هستم دلِ تنگِ منِ عاصی شده محتاج تو بود پی اذن تو به منظور زیارت هستم... غم نشیند به دلت، من که هوا خواه توام تو لبی تر بکنی باز کنارت هستم تو اگر باز مرا لعن کنی حرفی نیست... یار من نیستی اکنون تو و یارت هستم موجـــــــــزار یکشنبه سی ام مهر ...
زاد مُردگی - تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 5:50
یکی از شب های پاییزی اخر سپتامبر، بعد از مسافت بلندی که طبق عادت هر شب از محل کار تا خونه طی میشه، به در ورودی ساختمان می رسه و اخرین دکمه ی بالا، سمت راست آسانسور رو فشار میده... قبل از اینکه لباس های که زیر نم بارون کمی خیس شدن رو در بیاره دکمه ی
آخرین ترم ... - تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 5:50
پیرمرد یاد اولین روزی که اخرین یادگاری را تن کرد و تمام دلتنگی هایش را به دیوار اتاقش آویخت و بیرون زد افتاد... برای آخرین هفته های آن ترم لعنتی! آن روز تمام خیابان های شهر به آخرین جایی که او را دید ختم می شدند.... - آقای دکتر، خودتون که بهتر می د
کوله بار خاطره ... - تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 5:50
حالا درست تو اولین ساعت هایی که تمام خاطرات تو رو توی کوله ای که برای تولدم بهم داده بودی گذاشتم دارم نفس می کشم ... به سختی، با بغضی که دائم آژیر انفجارش چشم هام رو پر از اشک می کنه و تنها یه آه بلند می تونه خطر ترکیدنش رو موقتی از سرم دور کنه ...وق
کاش ... - تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 5:50
کوچکم کردی ولی من هم خدایی داشتم روزگاری در دلت یک ذره جایی داشتم گفته بودی تا ابد این عشق پا برجاست، آه مثل باقی چیز ها من انقضایی داشتم چند وقتی می شود دیگر نمی گویی:"تو را ..." کاش من هم قدرت بی اعتنایی داشتم کافه های شهر بی تو چالش انگیزند
هست؟ - تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 5:50
ناجوانمردی از آن روزی که تختی نیست، هست در دلم آشوب و بلوایی که وقتی نیست، هست چند روزی میشود این دفعه ثابت کرده ای اینکه دل کندن برایت کار سختی نیست! هست؟ موجـــــــــــــزار، نوزدهم مهرمـــاه 96 چهارشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۶ 16:24 |- موجــــــــــزار -|
اولین یک هفته - تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 5:50
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
تو رو محض لحظه هامون .... - تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 5:50
بیا که در غم عشقت مشوشم بی تو بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو شب از فراق تو مینالم ای پری رخسار چو روز گردد گویی در آتشم بی تو دمی تو شربت وصلم ندادهای جانا همیشه زهر فراقت همی چشم بی
برعکس عکسهایش ... - تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 5:50
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
اولین شام غریبان ... - تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 5:50
نیمه های شبه، لحظه هایی که تقریبا مطمئنم تو خوابی و من .... هنوز نمی تونم باور کنم که روزی که تو بهم گفتی دیگه دوستم نداری قراره به فردا برسه .... هنوز تو شوک محو شدن از تمام نقطه های زندگیت و قطع شدن تمام راه های ارتباطی با تو هستم .... امروز عصر وق